حكيم ابوالقاسم فردوسى
569
زگفتار دهقان ( شاهنامه فردوسى به نظم ونثر ) (نگارش اقبال يغمائى) (فارسى)
مىكرد به تيسفون خواند ، و در انجمنى كه شاه و كسرى و مزدك و زرمهر و موبدان بودند از هر گونه از بيش و كم سخن رفت و چون كژى آيين مزدك بر همه آشكارا گشت . پر آواز گشت انجمن سر به سر * كه مزدك مبادا بر تاجور همى دارد او دين يزدان تباه * مباد اندرين نامور بارگاه آويختن خسرو مزدك را و كشتن او را قباد نيز از آيين مزدك بيزار گشت ، و به كسرى فرمود مزدك و يك تن از پيروان او را زنده رها نكند . كسرى مزدك را بر دار كرد و مزدكيان را كشت . از آن پس شهريار در كارهاى گران با كسرى راى مىزد . جانشين كردن قباد خسرو را چون چهل سال از پادشاهى قباد گذشت با خط خود نامهاى بر حرير نوشت و كسرى را جانشين خويش كرد ، و وصيتنامه را به رام برزين موبد سپرد . ديرى نپاييد كه قباد پس از هشتاد سال زندگى درگذشت . تنش را به ديبا آراستند . در دخمهاى بر تخت زر نشاندند ، و در دخمه را چنان بستند كه گشوده نشود .